تبليغاتX
غزلک -

غزلک

سعادت آن است که انسان دنیا را همانطور که آرزو می کند ببیند.

دوست دارم در مورد آدمایی بنویسم که فقط فکر خودشون هستند.
آدمایی که تعدادشون هم کم نیست و شاید ما هم یکی از اونا باشیم! اینجور آدما حتی بقیه رو هم برا خودشون می خوان. اینجور آدما اگه از تو خوششون بیاد دربست باهاتن ولی وقتی دلشون رو زدی میرن و تازه با کمال پررویی بعدش اگه بازم دلشون برات تنگ شد (یعنی بازم اونا هستن که تعیین میکنن که میخوان باهات باشن یا نه!) بازم میان سراغت. اینجور ادما وقتی به کسی یا چیزی احتیاج پیدا می کنن هرجور باشه بدستش می آرن. اینجور آدما وقتی دلشون کسی یا چیزی رو میخواد سعیشون رو میکنن تا بهش برسن ولی اگر اون چیز سهم کس دیگه باشه و یا اون کس نخواد که با اونا باشه انگار میکنن که دنیا برگشته یا اون کس نامردترین آدم رو زمینه.
منظورم فرد خاصی نیست و تازه فکر کنم خود من هم خیلی وقتا اینجوری میشم!!! ولی دلم میخواد اینجوری نباشه. دلم میخواد مردم (و من) قدر اطرافیاشون و چیزایی رو که دارن بدونن. دلم میخواد هرکی نگام میکنه به چشم یه فرد به دردبخور تو زندگیش بهم نگاه نکنه.
دلم میخواد مردم قدر محبت رو بدونن. دلم میخواد مردم با خاطراتشون برا هم آینده نسازن. چه قدر خوب بود که همه با عشق و با محبت. از روی صفا و بدون هیچ چشمداشتی با هم بودن و به هم عشق میورزیدند. چی میشد اگه مردم زود از هم دلگیر نمیشدن. چی میشد کسی از کسی چون مثلا فلان کار رو برام نکرد یا فلان قدم رو برام بر نداشت دلگیر نمیشد. کاش میشد فقط فکر خودمون و مسائل خودمون نبودیم. کاش میشد فهمید که تو دل اون کسی که ازش دلگیریم چی میگذره. کاش اصلا میشد آدم خودش رو جای اون میذاشت.
به هر حال این حرفا فقط تو نوشته قشنگه. به هرحال آدما فقط به فکر خودشونن و همه چی رو حتی عشق و حتی محبت رو فقط واسه خودشون میخوان و اگه روزی بگن که از سهمتون چه تو مسائل مادی و چه معنوی تقسیم کنید فکر میکنم کم پیدا شه کسی که حاضر به بخشش باشه حالا تو مادیات یه طرف (که البته تو این مورد هم خیلی خیلی کم انسان بخشنده داریم) تو معنویات که اصلا فکر نکنم باشه آدمی که حاضر باشه محبت و یا شادیاش رو با کسی تقسیم کنه و اگه بهش بگی شادیت رو با کسی نصف کن و یا محبتی که نسبت به تو میشه نصفیش رو بده به کس دیگه...
نمیدونم شاید اشتباه میکنم.
ولی این طرز فکر داره برام محرز میشه که همه اینجورین و منم باید اینجوری شم و گرنه میبازم (چی رو میبازم خودم هم نمیدونم!!! ولی میگن که اگه اینجور نباشی میبازی!!!)...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1383ساعت 1:43  توسط امین  |