تبليغاتX
غزلک

غزلک

سعادت آن است که انسان دنیا را همانطور که آرزو می کند ببیند.

خبر عجیب

یه خبر عجیب غریب دیروز مث توپ همه جا صدا کرد!
یه دختر دانشجوی فیروزآباد که بچه شیراز هم بوده کف دانشگاه رفته زیر کامیون و متلاشی شده و از بین رفته. میگد چادرش زیر چرخ کامیون گیر کرده حالا این کامیون چه جور از بغل دست این رد شده که چادرش رو با خودش کشیده حرف جداست! به هرحال تظاهرات - اعتصاب - در آوردن چادرها توسط دخترها و خلاصه جلوگیری از خروج آمبولانس از مسائل جانبی این حادثه وحشتناک بوده و مثل اینکه قرار بود رئیس دانشگاهشون در این مورد توضیح بده (در چه مورد نمیدونم!) در هر صورت مثل اینکه ۳ روز هم دانشگاه تعطیل شده و در ضمن بچه های دانشگاه هم از نظر روحی خیلی داغونن. مثل اینکه دختره تازه نامزد کرده بوده....

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1383ساعت 23:4  توسط امین  | 

شب یلدا


امشب شب یلداست.درازترین شب سال. خیلی ها اصلا نمیدونستن امشبه! خیلیهام اصلا براشون اهمیت نداشت کی هست. امروز یه نفر تو تاکسی می گفت: « واسه ما هر شب شب یلداست!» حرف قشنگی بود! به دل مینشست. منم امشب تنهام. شبی که همه رفتن خونه فامیلا خودت موندی و خودت! چه جوری شب یلدا رو میخوام جشن بگیرم؟! اصلا برا من جشنش خنده دار هم هست! من شب یلدا باید برام تازه حامل بدترین خاطره هام باشه. پارسال این موقع شب یلدا چه جونی داشتیم میدادیم و خودمون هم حالیمون نبود! بگذریم خلاصه خیلی وقته که همه شبا برامون دارازترین شب ساله ولی بازم خدارو شکر. همینش هم شکر. نمیدونم چرا بعد از اینهمه سال این شب یلدا یه کم برام جالب تر بود حس کردم یه کم با بقیه شبا فرق داره! ولی بازم تنهایی سخته هر جا باشی و هر موقع که باشه. نمیدونم بزرگامون چه جور دوام میاوردن شاید همین تنهایی باعث شد بزرگ شن! به هرحال تنهایی امشب یه کم با بقیه شبا برام فرق داره. خدا به خیر بگذرونه!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1383ساعت 22:58  توسط امین  | 

به نام دل
به نام شاهد و می
به نام تار و تنبور و دف و نی
به نام عاشقان لا ابالی
به نام همنشینان خیالی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1383ساعت 0:26  توسط امین